أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
227
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
بناگزير ز جام اجل شوى سرمست * بسا پياده كه فردا سوار خواهد بود « 65 » بسا امير كه فردا اسير ميگردد * اگر گدا و اگر شهريار خواهد بود مولانا معين الدين هبة الله سلمانى « 66 » عالمى دانا و عظيم الشأن بود . مؤلف كتاب ميگويد او را ديدم كه درس در مدرسهها ميگفت و در مجالس فتوى ميداد و خلق بسيار از علم و فضل او مستفيد ميگشتند و كاملان نزد او جمع ميشدند و او را تصانيف بسيار هست . يكى از آن شرح مقدمه برهانيه « 67 » است كه در خلافيه نبشته است و در مدح او بيتى گفتهاند درين معنى : بيت در زمانه به كنج فقرىام * و اندران كنج گنج درىام « 68 » و بدانك در آن بقعه از علما و عباد و اولياء و صلحا بسيار مدفونند از ايشان يكى دختر شيخ شهاب الدين سهروردى است كه
--> ( 65 ) - مررت على الاحبه حيث صفت * قبور هم كأفراس الرهان فلما ان بكيت و فاض دمعى * رأت عيناى بينهم مكانى ( شد الازار ) . درباره سال فوت وى در شد الازار چنين آمده است : توفى فى سنة خمس و اربعين و سبعمائه . ( 66 ) - مولانا معين الدين هبة الله بن الحسين بن محمد السلمانى ( شد الازار ) . جها - مد : مولانا معين الدين هيبت الله سلمانى . ( 67 ) - مقدمه برهانيه نام كتابى است در علم خلاف يعنى جدل تأليف ابو الفضائل محمد بن محمد بن محمد نسفى معروف ببرهان نسفى متوفى در سنه 687 و 686 ( الجواهر المضيئه ) . ( 68 ) - جها : گوئيا در زمانه گنج و فقيريم * و اندر آن كنج گنج دريم مد : گوئيا در زمانه كنج فقرىام * و اندران كنج گنج درىام وزن بيت روشن نيست و بقول مرحوم علامه قزوينى در حاشيه شد الازار اين شخص با آنكه عربيتش بسيار ضعيف و ذوقش از آن ضعيفتر است اصرار عجيبى دارد در ساختن اشعار بسيار سخيف ركيك ملحون بهرحال بيت به صورت مكتوب در متن موزون و تصحيح گرديد تا اصل چه باشد و الله اعلم .